شما خانم کهتری: من تو یه خانواده 4 نفره متولد شدم که یه خواهر دارم که 4 



x

شما خانم کهتری: من تو یه خانواده 4 نفره متولد شدم که یه خواهر دارم که 4



... دو دعای معراج را به زبان عربی و ترجمه فارسی آن را می خاستم. از شما كمال ...
... در دعاهای کمیل یا جوشن کبیر بزای خدا آمده است ذکر کنید 16 ساله اول دبیرستان ...
... ندارد شریک هم ندارد در مورد این صفات سلبی تخقیقی ارائه کنید ...
... چقدر معتبر است؟یكی از دوستان میگفت مطالب عجیبی در آن نوشته شده.مثلا مسئله ...
... ...
... می خواستم بدانم چرا روزه سكوت حرام است و اگر كسی نمیدانسته و نیت كرده ...

... این حدیث درست است؟ ممكن است سندش را بفرمایید؟ "پیامبر (ص) قسم یاد كرد ...
... حاجت روا شده ها نوشته سخن زنده. من عضوش شدم سوالی پرسیدم ولی چون ایشون ...
... ده فرمان حضرت موسی (ع) چیست؟ ...
... بدونم همراه داشتن چهار قل و ایه (و ان یکاد ...) در دفع چشم زخم موثر است؟ آیا ...
... نماز شب را میخواستم یاد بگیرم و چه سا ...
... توسط چه کسی و چگونه جمع آوری شده و شامل چند بخش است؟ 2)در بخش کلمات قصار،کلمه ...
حمایت از ما | مشهدهاست
`

شما خانم کهتری: من تو یه خانواده 4 نفره متولد شدم که یه خواهر دارم که 4




با عرض سلام خدمت شما خانم کهتری:
من تو یه خانواده 4 نفره متولد شدم که یه خواهر دارم که 4 سال ازم بزرگتره.
میدونید چیه خانم کهتری من وقتی میشینم به گذشته تا حالم نگاه میکنم میبینم که روز به روز دارم دختر آرومتر و منزوی تر میشم که خوب از این قضیه خیلی رنج میکشم . من الان نزدیک به یه ساله که با مادرم قهرم.مادرم به من حرفی رو پارسال زد که خیلی منو ناراحت کرد حرفی که واقعا دلمو شکوند حرفی رو که از کوچیکیم خیلی تو جمعهای خودشون مطرح میکرد الانم واسه همینه که من تو جمع و فامیلای مادریم اعتمادبه نفس ندارم. این حرف در حالی بود که دقیقا همه ادما و اشنایان عکس این حرف را به من میزنند و اینکه این حرف رو از مامانم شنیدم برام خیلی گرون تموم شد. البته کدوم مامان؟ مادر من فرهنگیه و من از کوچیکیم تو تنهایی بزرگ شدم، لحظاتی که به مادر احتیاج داشتم مادر کنارم نبوده الان وقتی یه نفر از مهر مادری حرف میزنه واسه من خیلی خنده داره چون هیچ وقت حسش نکردم اصلا از نظر من وجود نداره.من در عین داشتن مادر، بی مادرم. خیلی وقتا مادرم جای مادر برام مثل ناظم میمونه.
من تازه پارسال کم کم داشتم به یه دختر شاد تبدبل میشدم که با رفتای که مادرم با من کرد همه چیز به هم خورد. الان فقط اگه ازم سوالی بپرسه بهش جواب میدم وگرنه هیچ صحبت دیگری باهاش نمیکنم. البته اولا این رابطه بین من و مادرم بود که خب بعد به خاطر تاثیری که روی روحیه ام گذاشت رابطه ام با پدرم و خواهرم که خیلی با هم صمیمی بودیم کم کم سرد شد به طوریکه همون اتفاق با همه اعضای خانواده ام افتاد که اگه یه وقت کسی ازم چیزی میپرسید جوابشو میدادم اونم با بی رغبتی. طوریکه تو خونه شاید روی هم رفته 5 دقیقه صحبت میکردم و شاید هم خیلی کمتر...
حالا شما تصورش رو بکنید که ادم اصلا با کسی صحبت نکنه خب ذاتش همین میشه دیگه واسه همین رابطه ام با دوستان و سر کلاس هم همین شد دختری فوق العاده آروم، بی تحرک، منی که تو مدرسه دختر خیلی فعالی بودم و با کادر مدرسه دوست بودم حالا دیگه حتی حوصله سلام کردن رو هم نداشتم. سر کلاس هیچ فعالیتی نمیکردم. آروم و بیصدا..... الان حتی تو جمع دوستانم هم همینطورم حتی وقتی با نزدیکترین دوستم که خیلی هم دوستش دارم تنها میشیم اصلا هیچ حرفی بینمون رد و بدل نمیشه. خب این جو واسه من خیلی عذاب آوره. هرچی هم فکر میکنم که یه بحثی رو پیش بیارم تا با هم حرف بزنیم هیچی به ذهنم نمیرسه. اصلا حوصله صحبت کردن با کسی رو ندارم به طور میانگین شاید بشه گفت که در طول روز اگه بخوام حرفامو حتی با خط درشت هم بنویسم شاید یه صفحه هم نشه.
حتی دیگه حوصله مهمونی رفتن رو هم ندارم چون فکر میکنم بود و نبودم واسه همه یکیه. بعدم برم مهمونی چیکار؟ یه گوشه ای آروم بشینم؟
واسه همین از شما میخوام کمکم کنید. از این شرایط خیلی خسته شدم میخوام عوض شم ولی نمیدونم چطوری؟ مثلا تو ظاهر پیش خودم میگم دارم از زندگی لذت میبرم ولی چه لذتی؟ لذت سکوت؟؟؟؟؟؟؟؟!؟؟؟
ببخشید اگه طولانی شد....
پیشاپیش از راهنماییهاتون تشکر میکنم...
چهارشنبه 16/5/1387

پاسخ :
با سلام حضور شما
آخه دختر خوب به نظرت این طرز زندگی درسته؟ از قدیم گفتن چوب مادر گله. بنابراین سعی كن هرچه زودتر ارتباطت رو مجدداً با مادرت برقرار كنی. اقدامیه كه باید بكنی. با او صحبت كن. دلیل ناراحتی ات رو بگو و هیچگاه ناراحتی خودت رو به درونت نریز. مادر هرچه هم بی محبت باشه حامی و پشتیبان آدمه. وجودش دلگرمیه و صحبت باهاش تخلیه روانیه.
بنابراین قصدت رو محكم كن و به یك بهانه شاخه گلی بخر و به او هدیه كن و از او بخواه كه پشتت باشه و بگو كه بون او افسرده شدی. پس از آن با فراموش كردن خاطرات گذشته اهل خانه رو مورد محبت قرار بده. اگر قضاوت خودت رو به خیلی قضایا تغییر بدی هم خودت راحت تر می شی و هم باعث ایجاد كدورت نمیشه.
بنابراین عینك خوش بینی رو بزن. همه رو صمیمی و با محبت ببین. خواهی دید كه چگونه محبت ها رو جلب می كنی. بخواه كه شاد باشی و عوامل غم رو سریعاً از دلت بیرون كن و به یاد خاطرات شیرین گذشته عزمت رو جزم كن.


 اين مطلب بدون دخالت انساني عينا از اين آدرس کپي شده و تمامي مسوليت آن با ناشر اصلي است.

برترین مطالب


... و فعلا هم دوره عقد را سپری میکنیم، مشکل خاصی با شوهرم ندارم ولی متاسفانه ...
... که یکسال است ازدواج کرده ام همسرم سر هر موضوع پیش پا افتاده ای ناراحت ...
... دکترمن یه مشکل دیگه هم دارم من با اینکه ازدواج کردم باز هم چشمم دنبال ...
... رفتار کنیم تا همسرمان از زند ...
... شوهرم منو خیلی اذیت می کنه و فقط به نظرات مادر و خانواده اش اهمیت میدهد. ...
... همسرم افسردگی گرفته بعد از ازدواج بیشتر تمایل داره تنها باشه و وقتی خونه ...

... قرعه کشی های دوره ای در سایت تبیان حدودآ چ ...
... که برنده شده بودم خرید کردم.<br />مبلغ خریدم 15000 تومان بود که با 3500 هزینه ...
... سلام محضر شما عزیزان در تبیان</p> <p>&nbsp;</p> <p>اینجانب در ...
... دفعات متعدد دارم این سوال تکراری رو میپرسم و متاسفانه کسی پاسخ نمیده ...
... برنده جایزه فرهنگی شدم. چطور میتونم جایزم رو بگیرم؟ ممنون Shadan1966@gmail.com ...
... نباشی خدمت شما اینجانب منصوره معظمی گودرزی (mmoazami40)در مسابقات روزانه ...

سایر مطالب

سایر مطالب

*